×
×

ماجرای عمارت عظیم شمال شهر ایلام

  • کد نوشته: 14056
  • ۱۲ آبان ۱۴۰۳
  • هرگاه و هرجا که عناوین و القاب و عباراتِ عمارت به میان می آید بلافاصله سودای صدارت ، سود و سرمایه و ساخت و ساز “ساخت و باخت ” نیز پیدا می‌شود . گرچه حق این است که بعد از نام این ساحر سفید پوش ” مفا هیمی چون خدا و خوبی و خدمت و […]

    ماجرای عمارت عظیم شمال شهر ایلام
  • هرگاه و هرجا که عناوین و القاب و عباراتِ عمارت به میان می آید بلافاصله سودای صدارت ، سود و سرمایه و ساخت و ساز “ساخت و باخت ” نیز پیدا می‌شود .

    گرچه حق این است که بعد از نام این ساحر سفید پوش ” مفا هیمی چون خدا و خوبی و خدمت و خیرخواهی ” تجلی یابد و اذهان و افکار اجتماع را تسخیر کند.

    چاوُش چند چهره ای که از بهمن ۵۷ تاکنون ، فوج فوج فرهیختگانِ فرزانه را از ایران و ایلام در دام متلون و مسحور خو یش رام کرده و خسته و شکسته و وابسته ، به بیابان بُهت و بِرکه حیرت و با یگانیِ باخت می فرستد.

    معشوقه ای متبحر و فاتحی فریبنده که در جامه و جلبابِ جاذبه چون عروسی آتشین روی جوانی می‌کند و همچنان مردانِ سیاس را به معرکه پیری می‌کشاند.
    لیلایی لاف زن که با طلسم و تجاهل تا کنون تعداد مجنون های مُسخر خود را به عدد “۲۵” رسانده است.

    این عجوزه سالخورده در شمال شهرما جاخوش کرده و در بستری سبز و تن پو شی سپید، همدم درختان و همصدا با پرندگان پاک ” کله انار” خودنمایی کرده و با عشوه و افسون ، لشگری از پیران پاک سرشت و جوانان جویای نام را بصو بِ سرای سبز و بلاد بلوط آفرین ایلام ره سپارکرده است.

    جلوه ی جادوئی و بارگاهِ باطل این رایحه بی روح و جامد بی جان ، چنان شیفتگان خدمت ( طالبان قدرت) را واله و حیران می‌کند که‌ سراز پا نشناخته با لابی و لاتی ولاکچری حاضرند آستان افسردهِ و کیلان و و زیران و عالمان و امیران را زیارت کنند تا به کرسی عمارت با کرامت ایلام برسند.
    بُرجی بلند بربام بیداری که قاپ قدرت و آوازه امنیتش قدو قواره آن را دیدنی کرده است.
    خدایا : به همه ما توفیق طاعت ، ترک معصیت ، صدق در نیت ، دلمان را لبریز از معرفت و چشممان را نیز دور از خیا نت باز بدار.

    الهی : به علمای ما سماحت ، به زمامدارا نمان عدالت ، به امرای یما ن نصرت و به و کلایمان امانتداری عنایت فرما تا بتوانیم کلید این مکان حکمرانی را به شایسته ترین فرد بسپاریم و در آینده از کرده خود پشیمان نشو یم و در اوج امید و ایمان و اتقان و همراه و همزمان ، کِشته خویش را با عملکرد مطلوب برداشت نمائیم .
    چنین باد.

    نویسنده: سید حرمت الله موسوی
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *