سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) یکی از جسورانهترین و پیچیدهترین عملیاتهای فریب تاریخ ضدجاسوسی را با نام “طرح پیجر” اجرا کرد؛ نسخهای مدرن از “اسب تروا.” در این طرح، موساد موفق شد بمبهای کوچکی را بهگونهای طراحی کند که مبارزان حزبالله، بدون اطلاع، آنها را بر بدن خود حمل کنند. تأثیرات این عملیات بهشدت گسترده بوده است؛ از جمله کمک به سقوط رژیم اسد در سوریه، تضعیف ایران و ضربات سنگین به حزبالله.
ما با دو افسر ارشد موساد که اخیراً بازنشسته شدهاند و نقش کلیدی در این عملیات داشتند، مصاحبه کردیم. برای محافظت از هویت آنها، توافق شد که ماسک بپوشند و صدایشان تغییر داده شود. مصاحبه با فردی با نام مستعار “مایکل” آغاز شد.
سوال: شما بهعنوان “افسر پرونده” شناخته میشدید. این نقش دقیقاً چیست؟
مایکل: افسر پرونده هدایت عملیات را برعهده دارد. این عملیات ۱۰ سال پیش آغاز شد، نه با پیجر، بلکه با تجهیز واکیتاکی به بمبهای مخفی. ایده این بود که مواد منفجرهای را که قابل تشخیص نباشد، در باتری واکیتاکی قرار دهیم. این دستگاهها داخل جلیقه تاکتیکی مبارزان حزبالله قرار میگرفت و درست کنار قلب آنها بود.
ما شبکهای از شرکتهای صوری ایجاد کردیم که بههیچوجه قابلردیابی به اسرائیل نبودند. این شرکتها در زنجیره تأمین جهانی نفوذ کردند و شرایط را به نفع ما تغییر دادند. به بیان ساده، ما یک دنیای جعلی ایجاد کردیم. مانند یک شرکت تولید جهانی با تبلیغات حرفهای و مدارکی که بهظاهر معتبر به نظر میرسیدند.
موساد برای اطمینان از کارکرد صحیح بمبها، آزمایشهای متعددی انجام داد. بهگونهای طراحی شده بود که تنها فرد استفادهکننده از پیجر آسیب ببیند، حتی اگر افراد خانوادهاش نزدیک او باشند. ما همه چیز را چندینبار آزمایش کردیم تا مطمئن شویم آسیب جانبی به حداقل برسد.
ما تبلیغات ساختگی در یوتیوب منتشر کردیم و ویژگیهایی مثل ضدآب بودن، مقاومت در برابر گردوغبار، و عمر طولانی باتری را برجسته کردیم. همین کافی بود تا دستگاه بهعنوان “بهترین محصول موجود” معرفی شود. موساد حتی یکی از فروشندگان گُلد آپولو را که پیشتر با حزبالله همکاری داشت، استخدام کرد تا اولین محموله را بهعنوان ارتقاء رایگان به آنها عرضه کند.
نه، ما به هیچکس دیگری این دستگاهها را ارسال نکردیم، بلکه با تعیین قیمتهای بسیار گران، از چنین اتفاقی جلوگیری کردیم. برای اجرای این طرح، موساد شرکتهای صوری مختلفی راهاندازی کرد، از جمله یکی در مجارستان، تا شرکت تایوانی «گلد آپولو» را به همکاری فریب دهد.
آیا گلد آپولو میدانست با موساد کار میکند؟
گلد آپولو هیچ سرنخی نداشت که طرف همکاریاش موساد است. حتی بانکهای واسطه هم نمیدانستند که خریدار واقعی موساد است. همه چیز مانند نمایشی شبیه فیلم «نمایش ترومن» (The Truman Show) کاملاً تحت کنترل ما بود. در ظاهر، همه چیز عادی و طبیعی به نظر میرسید. ما نقشهای بازاریاب، مهندس و حتی نمایندگی فروش را ایفا کردیم و مطمئن شدیم همه چیز «کاملاً مشروع» جلوه کند.
اگر کسی دکمهها را فشار نمیداد چه میشد؟
بمبها بههرحال، بهصورت از راه دور، از اسرائیل فعال میشدند. این انفجارها هرجومرجی کامل به وجود آورد. افراد حامل پیجرها در خیابانها یا حتی روی موتورسیکلت منفجر میشدند. بیمارستانها مملو از زخمیهایی با قطع عضو، چشمهای از دسترفته و جراحات شدید شد.
هدف این عملیات، کشتن کامل مبارزان حزبالله نبود، بلکه ایجاد هزینههای سنگین بود. یک مبارز زخمی باید به بیمارستان منتقل شود و هزینه و منابع زیادی برای مراقبت از او صرف شود. این افراد، بهعنوان «مدارک زنده» ضعف حزبالله در خیابانهای لبنان گشتوگذار میکردند.
واکنش حزبالله پس از حملات چه بود؟
تنها دو روز پس از حمله پیجرها، «حسن نصرالله» رهبر حزبالله که به سخنرانیهای آتشینش معروف است، سخنرانیای بیروح و ضعیف ارائه داد. بهگفته موساد، در زمان این عملیات، نصرالله در یک پناهگاه حضور داشت و شاهد انفجارهایی در میان همراهان نزدیک خود بود. این لحظه نقطه عطفی در جنگ بود.
آیا این اقدامات به وجهه اخلاقی اسرائیل آسیب زد؟
بله، اما از دید ما، اولویت اول، دفاع از مردم خودمان در برابر کشتار هزاران نفری است و پس از آن، به موضوع وجهه اخلاقی رسیدگی میکنیم.
تأثیر کلی عملیات چه بود؟
ما از مأمور “مایکل” درباره تأثیر این عملیات بر غزه و حماس پرسیدیم. او گفت: «انرژی مبارزاتی حزبالله پس از عملیات پیجر کاهش یافته است. امیدوارم این عملیات بر وضعیت گروگانگیری توسط حماس نیز تأثیر بگذارد، چون آنها اکنون به اطراف خود نگاه میکنند و هیچ حمایتی نمیبینند. آنها کاملاً منزوی هستند.»
پیام تبریک حضرت آیت الله امان نریمانی نماینده مردم شریف استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری به مناسبت پرتاب موفق سه ماهواره ایرانی








دیدگاهتان را بنویسید