وقتی که آب و آتش و انفجار حادثه میآفرینند
” برای قربانیان اسکله شهید رجایی ”
ایلام -زانا – آب سلطان سخا ، ساحل سبزه و صدای سازندگی است و هرگاه و هرجاکه طلوعِ کند صبح امید و شام آتش و اندوه درپی داشته است اما الزام تقدیر و صاعقه سر نوشت دراسکله بندر شهید رجایی همجواری آب و آتش را به بزم بلا و انفجارِعزا تبدیل کرد.
به گزارش خبرنگارزانا – روایت تاریخ و رسم روزگارچنین است که آب و آتش هیچگاه در سایه یک آشیانه اتراق نکرده و هرجا آب هست نَفَسِ آتش به شماره میافتد.
در اسکله شهید رجایی بندرعباس ، آدم و آتش و آهن و اسکله همه در خوانِ خوش الحان آبِ دریا ، نردِ نشاط بازی میکردند.
لکن طوفان تخاصم فرمان آب را متوقف و طغیان تساهل وآوار اتش را در جان آدمهای عاشق متجلی ساخت.
کارگرانِ عزیز از اکناف و اقصی نقاط ایران و ایلام به امید لقمه ای نان حلال میهمان دریا بودند و با برکت آب همنوا و به لبخند فرزندان خود امیدوار.
کارگران کو شا و صنعتگران صادق ،کارمندان عاشق و تاجران راسخ همه به عشق آب و دارندگی دریا درعرشه اسکله روزی خوار خالق خود و عمل خویش بودند تا منت از حاتم طایی نبرند .
پروانه هایی پاک و پویا به اعتقاد اینکه حیات آب مرگ آتش را در انبان دارد و به همین خاطر هیچگاه آتش به رفاقت آب دل خوش نمی کند، زیرا جنس این دو متفاوت است و کارکردشان نیز متباین
آنان اعتقاد داشتند که آب می رویاند و آتش می سوزاند، آب متولدمی کند و آتش می میراند ، اشک آب سبزه هدیه میدهد و خشم آتش سیاهی ببار می آورد.
آب خالق بهار است و آتش خزان در شکم دارد.
آب عشق می آفریند و آتش عزا، او نفرین است و آب دعا، از آب ، عشق و امید و مانایی می بارد و از آتش نیستی و حرمان.
در جدال آب و آتش همواره مغلوب میدان ، آتش است و غالب معرکه آب زیرا پشتوانه آب دعای مردم است و گرفتاری آتش نفرین خلق و به همین خاطر است که طراوت آب شقاوت آتش را به پایان می برد .
اما افسوس که این بار قاعده عالم بی اثر شده و علل و معلول لباس عو ض کرده اند.
در حادثه بندر شهید رجائی چنین شد و ۷۰ گُل معطر در خزان غربت گرفتار بلای بد طینت شده و ایستاده جان دادند و در سنگر پاسداری از استقلال ایران زنده زنده در آتش سوختند و خود را در حافظه ایران جاودانه کردند تا ماجور الطاف الهی شوند.
اینک ما مانده ایم و سفیرانی سوخته ، جهاد گرانی جاوید الاثر و تولید گرانی خاموش که بیادشان شاعر شده و دل را به قدرت قلم می سپاریم و نجوا می کنیم:
دسیسه آب و عارضه آتش و سوگ سرنوشت ، طبیعت تاریخ را در تنگنا قرار داد و سرنشینان سبزاندیش اسکله استقلال اقتصادی را میهمان خشم کرد و در دامن دریا بخواب ابدی وا داشت.
فرزندانِ فرهیخته ای که جسم جامانده و چشم لیلائیشان سیمای سوخته آتش نشانان پلاسکوی تهران را تداعی میکرد و این تجربه سیاه را به متولیان امر یاد آورشد .
ای داغ دیدگانِ دریانشین:
نور اخلاصتان در کف اقیانوس عظیم ، تاریکی های تاریخ را روشنایی بخشیده و طوبای به تاراج رفته جان شما را به رخ عالم می کشد.
صبحِ صادق دلخوش به این بود که روزش را با صدای قلب مهربان شما دشت کند و زندگی دوباره تو را تجربه نماید که دست بد اندیش مصیبت مانع این دیدارشد.
بر تو سلام می کنم و در کنار خیالت می مانم تا برگردی و با عطر آغوشت زنده شوم و بر سکوت دلم خیمه عزایت برپا و بر خرابه خاطرم خنده خزان هدیه نمایم تا بینوایان و یتیمان و مادران محنت بار، دل از غصه خالی کنند و اشک از بصر جاری و اندوه اسکله عزارا در حافظه یادشان جاودانه نمایند.
زنده دلان خفته دریا ، میهمانان آب و مردگانِ آتش .
کار آفرینان با کرامت و پرچم داران عرصه اقتصاد و استقلال که به محبت آب اعتماد کردند و در محنت آتش گرفتار شدند.
ای سودا گران صحنه سخاوت در روزجهانی کارگر به همتتون اقتدا و به تعصبتان تاسی میجو ییم و در راه انتقامنتان کمر عداوت با آتش اسکله محکم بسته ، سودایتان در سر، رخت سیاه دربر، تیشه فرهاد بدست و چون شیرین ، شیدای جهان می شویم و دامن لیلی را متبرک و مجنون وار عالم را به عزا می خوانیم.
برایتان گریه را تو شه خود میکنیم و با خواب و داع کرده ، نان را بر خویش ناروا ، زمین را به گوش و زمان را به فریاد تبدیل می کنیم و هوهو کنان لانه گنجشگان را زیارتگاه قرار داده و کبوتران حرم را به کمک فرا می خوانیم تا خورشید تان را در ملک جانمان به مغازله بنشیند.
ای جهاد گران جبهه معاش ، سربازان صفا ، دادگران دریای جنون و عاشقان اقیانوس مرام و مردانگی.
جبین را به یادتان متبرک و نسیمتان را در مسیر باد می کاریم تا خیابان خیال تاریخ معطرگردد ، ازآب و آتش عبور و نقش نگاهتان را برامواج دریا نقاشی و رخ رحمانی تان در عرشه کشتی های عالم به نمایش در آورده تا جسم سوخته و رُخ افروخته شما زیارتگاه عالم گردد.
ای بندر نشینان میهمان آب:
پر کن از باده چشمت قدح صبح مرا .
با کدامین شانه بهتر میکنی دیوانه ام.
موی تو شانه کنم یا سر نَهی بر شانه ام؟
نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه.
نه میان گذر از کوچه ما دارد ماه.
همگرایی آب و آتش و آهن و بدرقه آه و عذاب و اندوه در بندر شهید رجایی” بندرعباس عباس” مرگ گُل و بارش گریه ماتم آفرین شد و مصیبت ببار آورد و مرگ ۷۰ نفر و مجروحیت یکهزار نفر از جهادگران عرصه کارو تلاش فضای کشور را به صحرای داغ و درد و دود هدایت کرد.
پروانه های هفتاد رنگ بندر شهید رجایی که حین جهاد اقتصادی شمع و جودشان آب شد و فدایی ایران شدند.
ققنو سهای مهاجری که در دامن دریا برای کسب روزی حلال طعمه حادثه شدند و چشم زنان و فرزندانشان درافق انتظار متوقف شد.
برای هزار کبوتر شکسته بال این دشنه داغ ، آرزوی شفای عاجل داریم و به ۷۰ گُل سوخته و مدافع به مرگ پیوسته اسکله عجل بندر بلاخیز شهید رجایی خطاب میکنیم که :
ای برادر غربت نشینم:
دل تو که حرم خدا بود و محل توجه خالق هستی به کدامین گناه حربه حریق شد و مخزن میرایی.
ای گُل گُلچین شده فلک: اگر هدفِ هجرت به دل اسکله عجل مانایی بود و ماندن چه عملی مردنت را رقم زد و حرمانت حاصل کرد.
ای جهاد آزینِ جهان آفرین !
گرچه از دنیا ی دوّار دریا سکوت و سوختگی سهم تو شد اما من تا آخر عالم با گوش جانم امواج را رصد و بعد مرگت از آتش دوری گزیده و ساکن سیبری می شوم تا زخم تنت و جرح دلت التیام یابد.
درجبر جانسوز بندر شهید رجایی قبر خانه تنگ و تاریکی بود که سرنوشت از تو دریغ کرد.
من در بیان غم غیبت نخبگان نجیب جامه جسم سوخته ات را به کدامین و جدان نشان دهم و در کدامین محکمه مطرح کنم زیرا که قلم و قدرتم ازتبین این تقدیر تلخ ناتوان است .
در مرگت بگریم یا بر غربتت ، دوریت را ناله کنم یا مظلومیتت ، غبارت را به ایام بسپارم یا فریاد های خفته ات، آرزوهای عمیق تورا چه کنم،
تنهایی ات را آه بکشم یا درد بی درمانت ، به سرمای زمستانم بخندم یا به آتش دریا سوزتو ،مرگ تو و مراقبت مدیران را به خدایت محول میکنم.
این چه انفجاری بود که دریا را مغلوب و قلب سردش را به سوزنا کترین دنیا تبدیل نمود .
ای مجاهدِ ماندگار معرکه مرگ و معاش ، تو را به شیر پاک مادرت می سپارم و پیچک یادت تا ختم روزگار بر پای دلم می پیچانم تا صدر نشین یادها باشید.
ای یادگار بادهای سرخ و سیاه ، بوی دریا بخود می گیرم بس که در تو غرق خیالم که چرا ابرو باد و مه خورشید و فلک با تو یار نشدند و زاغ زهرآگین زمان” با هیولای حادثه قُوتِ لایمو” زن و فرزندانت را از کف ربود .
خدایت به همراه و دعای همه مادران ، مونس لحظات تنهائی تان باد
بدرود ای دریا دوستانِ دریا نشین.
پیام تبریک حضرت آیت الله امان نریمانی نماینده مردم شریف استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری به مناسبت پرتاب موفق سه ماهواره ایرانی








دیدگاهتان را بنویسید