×
×

روایت عاشقان پشت خاکریز خدمت؛ حماسه‌ای در سکوت؛

  • کد نوشته: 16658
  • ۱۵ تیر ۱۴۰۵
  • روایت عاشقان پشت خاکریز خدمت؛ حماسه‌ای در سکوت؛ زانا_ روزی که طوفانی از اشتیاق، پیکر پاک قائد شهید و یارانش را در آغوش گرفته بود و خیابان‌های تهران، زیر گام‌های لرزان مردمی که از دور و نزدیک آمده بودند، به تپش افتاده بود، همه نگاه‌ها به سمت مصلی بود؛ جایی که کبوتر دل‌های بی‌قرار، گرد […]

    روایت عاشقان پشت خاکریز خدمت؛ حماسه‌ای در سکوت؛
  • روایت عاشقان پشت خاکریز خدمت؛ حماسه‌ای در سکوت؛

    زانا_ روزی که طوفانی از اشتیاق، پیکر پاک قائد شهید و یارانش را در آغوش گرفته بود و خیابان‌های تهران، زیر گام‌های لرزان مردمی که از دور و نزدیک آمده بودند، به تپش افتاده بود، همه نگاه‌ها به سمت مصلی بود؛ جایی که کبوتر دل‌های بی‌قرار، گرد تابوت شهیدان می‌چرخید.
    اما در میان این هیاهوی فراق، گویی دست تقدیر، گروهی را به ماموریتی دیگر گماشته بود. عزیزانی که قلبشان در مصلی پر می‌کشید، اما اراده‌شان در میدان خدمت میخکوب شده بود. بله خادمان موکب امامزادگان و بقاع متبرکه استان کرمانشاه را می گویم ،
    همان‌هایی که با بستن پیشانی‌بند خادم، به جای حضور در صف بدرقه، در گوشه و کنار شهر کرمانشاه به صف خدمت ایستادند.
    آن‌ها نه در هرم خورشید پیاده‌روی، که در تلاطم خدمت به جاماندگان سوختند. مواکبی که برپا شد، تنها ایستگاه آب و شربت نبود؛ ایستگاه تسلی دل‌های داغدار بود. خادمانی که با هر فنجان چای، با هر لبخند خسته، و با هر خدا قوت صادقانه، بار غم را از شانه‌های زائران شهید برمی‌داشتند.
    چه پارادوکس باشکوهی! دلشان در مصلای تهران به تماشای وداع نشسته بود و دستشان در کوچه‌های شهر، نمک‌گیر میزبانی از عزاداران. آن‌ها ماندند تا ثابت کنند عشق همیشه در حرکت نیست؛ گاهی عشق، ایستادن است؛ ایستادن پای آرمان کسی که خدمت را عبادت می‌دانست.
    آن‌ها نه تنها از قافله بدرقه جا نماندند، که خود قافله‌سالار مهرورزی شدند. برای آنانی که در گرمای انتظار، خستگی را در چهره‌شان می‌شد خواند،
    خادمان محترم مواکب امامزادگان و بقاع متبرکه استان کرمانشاه امروز، نه تنها در میان خیل مشایعت‌کنندگان، که در دعای خیر تک‌تک کسانی که در خنکای سایه‌سار مواکب شما دمی آسودند، نامتان به نیکی ثبت شده است. ای عاشقان مانده در شهر! ای مجاهدان پشت خاکریز خدمت! اجر شما کمتر از زائران وداع با قائد شهید نیست؛ شما در همان جایی خدمت کردید که مرام شهیدان بود، در میان مردم.
    سلام بر دستان خسته‌تان و درود بر قلب‌های بی‌قرارتان. اجرتان با اباعبدالله که خود، میزبانی را بزرگ‌ترین فضیلت عاشقان می‌دانست.
    🏴 روابط عمومی و پایگاه مقاومت بسیج حضرت قمر بنی هاشم(ع) اداره کل اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *