×
×

نوری در معبرمجاهدت و مردانگی

  • کد نوشته: 16570
  • ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
  • “شهیدمبین فتحی زاده ” نوری در معبرمجاهدت و مردانگی زانا_  سرزمین سبز و اقلیم آریائی آبدانان ، دیار کوههای بلند کبیرکوه و دینارکوه و دشت‌های و سیع مورموری و سرابباغ مأمن و موطن جوانان فرهیخته و با غیرتی است که نامشان زینت افزای تاریخ و موجب مباهات حال و آینده خطه خونرنگ ایران قوی و […]

    نوری در معبرمجاهدت و مردانگی
  • “شهیدمبین فتحی زاده ”
    نوری در معبرمجاهدت و مردانگی

    زانا_  سرزمین سبز و اقلیم آریائی آبدانان ، دیار کوههای بلند کبیرکوه و دینارکوه و دشت‌های و سیع مورموری و سرابباغ مأمن و موطن جوانان فرهیخته و با غیرتی است که نامشان زینت افزای تاریخ و موجب مباهات حال و آینده خطه خونرنگ ایران قوی و ایلام عزیزاست.
    جوانانی که از دعایشان الوهیت ،ازکلامشان انسانیت و از رفتارشان صمیمیت می بارد و به و عده خدا معتقدند که بعداز هرسختی آسانی است و هیچ رنجی بیهوده و هیچ‌سعی نیز بی فایده نخواهدبود.
    یکی از این جوانان رعنا وروشن ضمیر ” شهید سرافراز مُبین فتحی زاده ” است .
    او در یازدهم آذرماه ۱۳۸۱ درشهر آبدانان آفتاب و جودش کلبه و الدین محترمش ‘ کربلایی کهزاد و مشهدی دولت ‘ روشن ‘فرزند دوم’ و با شیرپاک مادر و نان حلال پدرش قد کشیدو درسایه سخاوت معلمین متعهددر مدارس ” شهید صید میرزایی، شهیدمطهری و هنرستان شهید آل اسحق ” آبدانان مراتب تعلیم و تربیت را طی کرد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید.
    دانش آموزی دُر دانه که در آن مراکز ‘ شهیدایی ‘ برگ سُرخ آزمون رادریافت و گزینه قرمزرنگش را با مداد مقاومت تیک زد ودیلیز دفاع ، ساغر سنگر و شکوه شهادت را به نظاره نشست.
    شهید فتحی زاده در کلاس درس ، خصلت‌های خدائی آموخت و آموزه‌های الهی اندوخت و از ابتدای زندگیِ آرام و عاشقانه اش به تعبیر زیبای حضرت ‘مولانا ‘در کتمانِ خطا بسان شب و در فروتنی همانند زمین بود و مهربانی را از خورشید ، استواری را از کوه ، سخاوت را از رود و آرامش را نیز از دریا به ارث برده بود .
    آن عشایر زاده آزاد اندیش بسان نیاکانش هیچگاه امید به آینده را فدای رنج کنون و اندوه گذشته نکرد و دل در گرو خدا و پیشرفت را نیز مرهون تلاش‌ و جدّ بلیغ خود می‌دانست.
    آن شهید همیشه جاوید تاریخ از ایل بزرگ ‘ زرگوش’ که در دوران نو جوانی ‘ روح تفکر و تعلم، نسیم ادب و اخلاق انسانی، شوق شهادت و و فای وطن دوستی در و جودش موج می‌زد، رشته علوم ورزشی در مقطع کارشناسی دانشگاه را انتخاب و طایر تراوشات خود را در آسمان علم و دانش و دانایی به طیران در آورد.
    ظرف زمان و انبان عشق و انوار ایثار آن فدایی ایران بجوش آمد و در سال ۱۴۰۰ برگ خاکین جهاد پوشید و به عضویت یگان ۱۰۷ تیپ تکاوری نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد و عامدانه و عالما نه پاسدار ی از سرحدات این آب و خاک بهتراز جان را پذیرفت و فصلی نو از مصحفی تازه‌ در افق زندگی او بازشد که رنگین کمان شهادت در زلال آن پیدا بود.
    آن ارتشی با وفا ،بدور از خاموشی و خستگی ،معبر مجاهدت را ادامه داد و با پای جان و چشم دل ، پله پله به خوان سُرخ خدا و قُرب اولیای عظام رسید.
    ای بغض فروخفته مرا مرد نگهدار – تا دست خدا حافظی اش را بفشارم .
    ( فاضل نظری)

    “برادر شهید می‌گوید”
    “مبین “اعتقادداشت که پوشیدن لباس نظامی تنها ابزاری برای کسب درآمد و گذران زندگی روز مره نیست ، بلکه عهدی مقدس برای حفاظت از منافع مردم وکشور است که اگر انسان جانش را نیز دراین راه فداکند ارزشش را دارد.
    معین فتحی زاده افزود: هنگامی‌که در یک جمع خانوادگی راجع به مسیر زندگی آینده بحث میکردیم ‘برادر شهیدم’ با قاطعیت گفت :چون پدرم در دوران دفاع مقدس هشت ساله درلباس بسیج از کیان انقلاب اسلامی ایران دفاع کرده و بخشی از سلامتی خودرا نیزاز دست داده است لذا بنده نیز به این راه نورانی وفا دارم و می‌خواهم این لباس شریف را برتن کنم و رسالت پدرجانبازم دردفاع از مملکت خود ادامه دهم.
    استوار یکم ‘مبین فتحی زاده ‘ با قلبی پاک،روحی آرام ،فکری آزاد، چشمی بینا ، گوشی شنوا و مقصدی مقدس ،روزهای زندگی و شبهای بندگیش را در جمع ارتشیان قهرمان به آرمان‌های الهی خود و صل نمود ودر جریان جنگ رمضان درمورخه ۱۳اسفندماه ۱۴۰۴ در سنگرخدمت و هنگام پاسداری از امنیت ایران بزرگ در’مرز بانه’ توسط دشمنان‌ ددمنش ‘آمریکایی صهیونی ‘ به درجه رفیع شهادت نائل آمدو روح ظریفش از تن فارق و در ملکوت اعلی جای گرفت.
    عُمر پربار ‘مبین ‘ جوان بسان شکوفه ای بهاری در خزان تهاجم نامتقارن آمریکای متجاوز و اسرائیل سفاک به زردی گرائید وداغ عدم همراهی اش تا آخرعالم بر دل نازک یک تبار که نه، بلکه شهرستان ۷۰ هزارنفری آبدانان برجای ماند.
    پیکر پاک و مجروح این مدافع وطن برروی دستان قدرتمند حافظان خیابان و جانبرکفان میدان بسوی گلزار ۲۲۸ لاله واژگون آبدانان تشیع و در میان آه و اندوه همشهریانش بخاک سپرده شد.
    سروِصنوبر ” مبین فتحی زاده ” به گلستان معبود رسید تا دست حرام و پای کثیف متجاوزان پست فطرت که از “صلح مینگارند و مشق جنگ می‌خوانند” هرگز به حریم قدسی ایران سرافراز و کنام سرداران و امیران و اندیشمندان و در درراس همه آنان به آستان باعظمت و کرانه های با کرامت امام و پیشوای شهید امت مبعوث شده ایران نرسد.

    یادش قرین رحمت الهی و خانه خاکش گوارا .
    نگارش: سیدحرمت الله موسوی مقدم

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *