×
×

آزادی وقید و بندهای آن از منظر برخی فلاسفه

  • کد نوشته: 12277
  • 16 مرداد 1402
  • ————————————————– 🔹بحثی مطرح است که آیا آزادی در جهان امروز مطلق است یا محدود؟ ————————————————– برای جواب به این سوال به طور طبیعی دو گونه پاسخ در افکار جهانیان وبالاخص در افکار فلاسفه ،متفکرین ،حقوقدانان ،جامعه شناسان و…مطرح است . 🔹اول اینکه عده ای قائل به آزادی موسع غیر مضیق هستند. یکی از طرفداران پرو […]

  • ————————————————–
    🔹بحثی مطرح است که آیا آزادی در جهان امروز مطلق است یا محدود؟
    ————————————————–
    برای جواب به این سوال به طور طبیعی دو گونه پاسخ در افکار جهانیان وبالاخص در افکار فلاسفه ،متفکرین ،حقوقدانان ،جامعه شناسان و…مطرح است .
    🔹اول اینکه عده ای قائل به آزادی موسع غیر مضیق هستند.
    یکی از طرفداران پرو پا قرص این نحله فکری ژان ژاک روسو است که معتقدند ،انسان را خدا آزاد آفریده اما همه جا در غل و زنجیر است .
    🔹او معتقد به  رای و خواست ونظراراده عمومی برای تصمیم گیری در حوزه حکومت و سیاست و جامعه می باشد.
    روسو معتقد است آزادی از آنجا محدود می گردد که نهادها و سازه های فرهنگی ،اجتماعی ،اقتصادی مصنوع دست بشر در طول زمان به دلیل نهادینه شدن رانت و رابطه و سو استفاده از قدرت باعث انحراف بشر می شود.
    🔹روسو از جمله کسانیست که می گوید انسان ذاتا پاک سرشت آفریده شده است و چیزی که باعث انحراف او به سمت شرارت می شود همان نهادهای منحرف شده از راه صواب مرتبط با ساختارهای نوین اجتماعی است .
    🔹دوم اینکه در میان دیگر فلاسفه، اندیشه های سیاسی توماس هابز بر خلاف نظریات ژان ژاک روسو دارای انگاره های جالب توجهی است .
    🔹او می گوید انسان ذاتا شریر ،ناپاک. و گرگ صفت آفریده می شود .
    🔹لذا این انسان شریر و‌بد ذات و بد کردار نیازمند تدوین قوانین محدود کنند است ،او‌می گوید تاریخ گذشته بشر نشان می دهد انسان ها درنده خو،فرصت طلب، باداشتن غریزه طبع سیری ناپذیر و حس رقابت برای سلطه دائم،همواره در جنگ همه علیه هم هستند.
    بنابراین این انسان نه یار و مساعدت کننده هم ،بلکه گرگ همدیگر هستند.
    🔹هابز معتقد است برای کنترل شرارت ها و‌شمشیرهای آخته ظالمان و‌ستمگران لازم است مردم ازشر آنها خلاص یابند و به آسایش برسند.و این آرامش تحقق نخواهد یافت مگر آنکه همه مردم هر کدام بنا به ضرورت قدرت خود را به فردی واگذار کنندکه آن فرد بتواند راه ها را از گزند دزدان محفوظ دارد ،قداره بندان را کنترل کرده ،وبر بیداد وظلم‌ بتازد .
    🔹هابزرمی گوید انسان در یک صورت آزاد است و آن اینکه حاکم به دلیل یا دلایلی قصد جان او را کرده باشد در حالیکه کرده ناپسندی نداشته باشد.
    🔹 با این اوصاف هم از نظر ژان ژاک روسو و هم از نظر توماس هابز آزادی بی حد و حصر نیست بلکه باید رفتار نوع بشر در چهارچوب قوانین بازدارنده قرارگیرد .
    🔹برخی دیگر فلاسفه مانند ژان بدن،و جان لاک نیز بین آزادی در جوامع دموکراتیک ،وآزادی در جوامع غیر دموکراتیک تفاوت قایل هستند.وتفکر و اندیشه همین ها است که تارو پود وساختار جوامع لیبرالیستی را آفریده است .
    🔹اما خردمندان وعقلا معتقدند برای حوزه عمومی قواعدی براندیشه آزادی مطلق است و برای حوزه خصوصی نیز قواعدی ، به عنوان مثال اگر یک جاده اصلی که محل تردد هزاران دستگاه خودرو است را به عنوان حوزه عمومی تردد در نظر داشته باشیم لاجرم همه رانندگان باید به یک سری از قوانین التزام داشته باشند
    🔹آنها نخواهند توانست هر جوری که دوست دارند در این جاده عمومی و با هر سرعتی که دوست دارند رانندگی کنند
    بنابراین لازم است قوانین حاکم را رعایت نمایند
    🔹یک خانواده هم اگر به عنوان حوزه خصوصی در نظر بگیریم این خانواده نیز علی رغم اینکه در چهار دیواری خانه خود زندگی می کنند دارای قوانین  هنجاری وعرفی حاکم بر فعل و انفعالات اندرون خانه خود هستند
    🔹 اعضای خانواده اعم از مرد خانواده، پسران و دختران و مادر خانواده هم برای رعایت هنجارهای مرسوم مقید به یک سری رفتارهای مضیق غیر موسع هستند و بنابراین خانواده ها هم ملتزم به یک سری رفتارهای از قبل تعریف شده هستند .
    بنا به این دلیل و دلایل متعدد دیگر جامعه پیش روی انسانها محل زیست هزاران و بلکه میلیون ها نفر است ،آنها نیز باید دارای قید و بندهای مبتنی بر حوزه عمومی باشند
    🔹نمی شود هر کسی هر جوری که دلش خواست رفتار کند مخصوصا رفتارهای فرهنگی باید حساب شده باشند .
    حتی در میان گله گرگان،شیران،روبهان، وافواج پرندگان،و….نیز قواعد خاص طبیعی وجود دارد و همه به آن پایبند هستند
    🔹لذا برای جامعه انسانها قوانین محدود کننده عین حرمت گذاری  متقابل به تمام آحاد بشر است .
    همانطوری که در حوزه خانواده ضرورت رعایت هنجارها است
    و اعضای یک خانواده نمی توانند آزادی مطلق داشته باشند .
    به نظرم مردم برای حرمت گذاری به خودشان هم که شده باید قید و بندهای حاکم بر رفتار اجتماعیشان را مورد توجه قرار دهند .
    🔹به عنوان نمونه حجاب یک فرد ( هم در گروه آقایان وهم در گروه خانم ها) می تواند نشانه ای از وزانت ،صلابت،اصالت،فهم اجتماعی ،رعایت نظامات موجود،و دانایی
    وخرد افراد جامعه محسوب گردد.

    https://t.me/Zaanaanews

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *