×
×

غروبِ غم انگیز خورشید در وداع با آفتاب ‘علی’

  • کد نوشته: 16639
  • ۱۳ تیر ۱۴۰۵
  • غروبِ غم انگیز خورشید در وداع با آفتاب ‘علی’ ایلام – زانا – ثانیه هایِ سرخِ زمان با اخم آسمانِ اندوه به جدائی جان ازکالبد جهان نزدیک می‌شود و پژواکِ پژاره از افق عزا ، سرزمین جان‌های عاشق را در معرض تیرگی و تاریکی قرار میدهد. ساعت به وقت جور جدائی و بدرقه آقای شهید […]

    غروبِ غم انگیز خورشید در وداع با آفتاب ‘علی’
  • غروبِ غم انگیز خورشید در وداع با آفتاب ‘علی’

    ایلام – زانا – ثانیه هایِ سرخِ زمان با اخم آسمانِ اندوه به جدائی جان ازکالبد جهان نزدیک می‌شود و پژواکِ پژاره از افق عزا ، سرزمین جان‌های عاشق را در معرض تیرگی و تاریکی قرار میدهد.
    ساعت به وقت جور جدائی و بدرقه آقای شهید ایران فرا می‌رسد و قطب نمایِ عالمِ امکان ، قلب تپنده ایران را نشان می‌دهد.

    زمین ، امانت سرد و سیاهی است که سبزه های سُرخ و سفید ازدل آن می‌رویند تازمان را مغتنم و زیبایی‌های زندگی را به ارمغان آورند و جذابیت‌های دنیارا به رُخ بندگان خدا بکشد.
    عرصه عالم، آوردگاهی از الطاف الهی است برای انسان‌ها تا عالمانه و عادلانه در آن ، آرام و آبرومندانه روزگار را کنند اما نحوست و ناسازگاری عناصر و عوامل فزون طلب، این سرای سبز را به سرابِ سیاه تبدیل و گستره دنیارا برای دیگران نا امن و نا خوشایند کرده اند.
    پیامبران معظم، اولیای مُکرم و عالمانِ مسلم ” همانند امامین انقلاب اسلامی در کسوت انوارِ الهی می‌درخشند و به تعبیر ‘ شمس تبریزی ‘ چون شمع می‌سوزند و تاریکی‌های طاغوت را به روشنائی تبدیل می‌کنند.
    پیشوای شهید امت و امام عظیم الشان انقلاب اسلامی ” حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای ره ‘” با شمشیرِ شهامت ، فریادِ شمع و شکرو اعجاز سربازانی مبعوث شده ، جهانِ جهل و جمود را برای آمریکا و اسرائیل و همه ستم کاران به جهنمی جاودانه تبدیل نمود.
    آمریکای جهانخوار که به تعبیر قشنگ ‘ مرحوم دکتر علی شریعتی ‘ چون بلاهک بزرگ، توحش متمدن و غارتگری قانونمند ، در قالب فخر مجهول و آزادی مجعول و با نقاب دموکراسیِ دروغین و خوش بختی رنج آور ، عین هند جگر خوار مشغول بلعیدن ثروت و تصاحب اموال ملت‌های مظلوم دنیا است .
    این طاغی تجاوزگر توسط نوچه نامشروع خویش در تخاصمی ابدی و تهاجمی نا متعارف و در نبردی با گستره یک جهان و تقابلی برای پاسداری از خاکِ پاکِ ایران ، در سفری از خود تا خدا و هجرتی بی رجعت ، امام آزاده ما را به شهادت‌ رسانید و‌یک صبح دیگر به صحیفه بلند بیداری ملت ایران اضافه نمود.

    به اقرار همه عارفانِ آزاد اندیشِ عالم ، حضرت امام سید علی خامنه ای ره یکی از اولیای بزرگ خدا بود که دنیا را فرصتی کوتاه برای دوست داشتن ، مصافی ماندگار با ستم ظالمان برای آزاد زیستن ، شستن چشم در آبِ حضور و چراغی نحیف در دستی لرزان تلقی می‌کرد که باید آن را با افتخارِ تام به رضای خالق تقدیم نمود.
    ستاره و جود و زُهره زندگی‌آن مقتدای بی بدیل ملتِ مبعوث در زلال کلمات ‘حضرات حافظ و سعدی و مولانا ‘ ترجمان لحظه ای لذیذ میان باده و بیداری، رقصِ رهائی آفرینش، غم و شادی، پیوند تلخی و حلاوت، مدرسه مهر و صبوری اگر دل بلرزد و شاگردِ امید باشد و رهسپار آینده.
    او در صبح نهم اسپند ‘۴۰۴’ به پیک پروردگارش لبخند زد و گفت :
    ” من غلام قمرم ، غیرِ قمر هیچ ، مگو – پیشِ من، جز سخنِ شمع و شکر هیچ ، مگو.
    او سُنتدارِ ” ابراهیم و نوحِ نبی ، عیسی مسیح و موسیای کلیم و پیامبر اکرم ‘ علیهم السلام ‘ بود که در کسوتِ ولیِ وفادار ملت ایران با شمیم شرافت به دل دنیا زد و عاطفه عالم را پروانه شمع وجود خودکرد.
    عبدی صالح و عشقی حقیقی که برخلاف تصورات باطل دشمن ، امروز عطر حضورش از درون آتش عدو و ازورای بمب‌های سنگرشکن آمریکای جانی ، شامه عالم را معطر کرده و برزخ فراقش جبهه مقاومت را به آتش فشانی علیه کودک کُشانِ تبدیل کرده است.
    مقتدایی مُعظم که درد فراقش چون شعله ای درشبهای سرد و نغمه ای با امید و درد ، ایستادن در برابر سلطه‌ آمریکایی صهیونی را نوید می‌دهد.
    امامِ عالم آرای جهان اسلام و شهید تشنه لب و پیشوای روزه دار ما به گفته استاد ‘ هوشنگ ابتهاج ‘ سایه اش با نور معنا می‌شود و مشتِ کرده اش در دود و دشنه و ددمنشی دشمنان بشریت، همه آزادگان را به خیزش و برخاستن و ظلم ستیزی و ذلت گریزی فرامی‌خواند حتی وقتی که مُردن حتمی است.

    او انتقامِ برزمین مانده خون خدا و آئینه دارِ سردارِ کربلا است که شأنِ شجاعت دیروز و شور شهادت امروزش شکوه شیعه را برشانه های مردان و زنانِ عراق و ایران و جهان به تماشا می‌خواند و اقتدار اجتماعی، انسجام ملی و جذابیت‌های جهانی مرجعیت شیعه و محوریت مکتب اسلام را به رُخ تاریخ می‌کشد.
    وداع جانسوز و تشیع غم انگیز آن مقتدرِ مظلوم و ‘آقای شهید ایران ‘ گرچه کوهی از داغ و دردِ فراق را بر اقلیم روحمان تحمیل وفصل سردِ حسرت هجرانش مارا همزادِ گریه و همسفر غم نموده و دل احساس ویرانی می‌کند ، اما برکت عمیق شهادت ایشان بعنوان‌ یک قدرت قاهره بازدارنده، زوال هژمونی تکه تازی و مصونیت آمریکا در نظم نوین جهانی را تضمین و الگویی از قدرت نرم مبتنی بر شهادت را تولید و همگرایی بی‌سابقه محور مقاومت را نیز به ارمغان آورده است.
    نامش در جریده جهان، جاودانه باد.
    سیدحرمت الله موسوی مقدم

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *