سحرگاه روز ۳۱ شهریور سال ۵۹ جنگی وسیع، طولانی و پرهزینه بمدت ( ۲۸۸۷ روز ، ۹۶ ماه و ۸ سال ) از طرف مستکبرین جنگ افروز بر ایران عزیزمان تحمیل شد که بر اساس معیارهای معتبر وسعت آن ۱/۵ برابر جنگ اول و ۲ برابر جنگ دوم جهانی است.
درطولانی ترین جنگ جهان ( دفاع مقدس ما ) حاکم نگون بخت و معدوم کشور عراق به تحریک حکام بد فرجام آمریکا و ایادی آن با ۱۲ لشکر پیاده و ۳۶ تیپ مستقل مکانیزه ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک ، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی ، ۳۶۶ فروند جنگنده، ۴۰۰ فروند هلیکوپتر و حمایت ۵۰ کشور مختلف از زمین و هوا و دریا و از جنوب و غرب و میانه به کشور بزرگ و انقلاب اسلامی و نو پای ایران سربلند حمله کرد.
صدام حسین معدوم مست باده شیطانی و مغرور به قدرت نظامی خو یش و تکیه بر توان تدارکاتی هم پیمانانش ، فتح تهران را بلغور میکرد. ( شتردرخواب بیند پنبه دانه ۰۰۰)
او باسیگار سِحر، عینک عُجب ، کلاه کودنی و پله پو سیده به چاهی وارد شد که راهی برای باز گشت او در آن تعبیه نشده بود.
با تو جه به زمان ، مکان ، توان و ا مکاناتی که در این جنگ نابرابر فراهم شده بود، هیچکس در شکست ایران و پیروزی صدام تردید و تشکیک نداشت .
غافل از سُروش امام ره و خروش امت و بر اساس محاسبات متکبرانه خود ، در تدارک جشن مرگ انقلاب اسلامی و مانایی خویش بودند.
اما سیل ستم سوز سپاهیان نبوی .ص . ، لطافت لشگریان علوی ( ع )و فریاد فدائیان حسینی ( ع ) با رایت سبزمهدوی متشکل از ۲۲۶ هزار شهیدشاهد ، ۵۷۴ هزار جانباز جان برکف و ۴۳۱۷۳ نفر آزاده سرافراز بپا شد و بنیان متجاوزان را برکند و پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را بر تارک تاریخ مستحکم و مستدام نمود.
بعداز ۸ سال فداکاری مردم و با اعجاز خون شهیدان وطن جنگ ویرانگر ما به نقطه پایان رسید و ” گُل گفته شهید مهدی باکری” نیز ترجمه شد.
آن شهید شاخص دوران جنگ تحمیلی در وصیتنامه خود خطاب به همرزمانش گفته بود ( دعاکنید شهید شوید چون بعداز جنگ ، بسیجیان به سه دسته تقسیم میشوند ” دسته اول ازگذشته خود پشیمان شده و به آن پشت میکنند، دسته دوم بی تفاوت و غرق دنیا میشوند و همه چیز را فراموش میکنند و دسته سوم نیز بر اصول خود پایبند میمانند اما ازغصه دق میکنند و می میرند)
آری : مسیر تقدیر ترسیم شد و متجاوزان معدوم و ما ماندگار شدیم و البته که بزم تقسیم و معرکه تسهیم غنایم نیز برپا گردید.
طبق روایات و آمارهای عادی در سایه صداقت و جاری جان پاک هر۷۳ شهید شورانگیز ” یک صندلی ریاست ” روییده و با جاذبه جلوس ، آماده خروج از جلالت جنگ و فرود بر عرشه مکّاری و مغازله شده بود
عده ای فَربه و فرم شده و با لُب فریب ، لعاب رنگین و پوستین به دوش در این حراج شریک شدند و سهم سهل انگاری و فاجعه فرار خود در لحظات خوف و خطرملت متدین ایران را گرفتند و فرختند اما هیچ میز و منزلت و مدیریتی به شهیدان نرسید.
یعنی ثمره شوق شهادت آنان نصیب شور ریاست اینان گردید.
شهیدان دیروز در اوج اخلاص و گُلِ گمنامی از نام و نان و نشان خود گذشتند تا عشق و آوازه امروز ایران شُهره شهر و دیار دنیا و جانِ جهان گردد.
نان باجان خود در مقابل دشمنان بی رحم ایستادند و از حیثیت و ناموس مملکت پاسداری کردند و نام و نجابت و حرمت و هویت ایران عزیز را در افکار عمومی عالم به رخ جهانیان کشیدند اما بی هنران فرصت طلب بنا حق میراثخوار ایثارگران شدند و مصادر اموررا تصاحب و حرمت صاحب سفره را نیز نگه نداشتند و در واقع نمک شهیدان خوردند و نمکدان را شکستند .
کبوتران خونین بالی که عطر استخوانشان همه روزه فضای کشور مارا معطر و منور و اکسیر اتحاد و انسجام و عزت اجتماعی را در روح و جان آحاد و اقشار مردم ما تزریق و تلفیق میکند.
آری؛ نور و نعمت و نایره وجود شان این روزها زمین و زمان استان ایلام و دیگر مناطق کشور را پرشمیم و دلپذیر و روح نواز کرده است .
مسافران خاک نشینی که پس از دهها سال دوری از دامن پرمهر مادر و سایه سترگ پدر و داغ و درد غربت اینک پلاکِ پاک و اندکی خاک متبرک به رایحه ربانی آنان ، آسمان و آفتاب و ایران و ایلام مارا محل توجه خدا و عنایت امام زمان(عج ) کردهاست .
برای آرامش روح و نور نجابت شان با زمزم زلال مرحوم مغفور شادروان ” محمد رضا آقاسی” دست به دعا شده و از آستان عزت بخش خدای حکیم آرزومندیم که :
” الهی به گردان زید و کمیل/ دلیران چون رعد و توفان و سیل /
به آنان که بی پا و سرآمدان./
شهید از دیار خطر آمدند.
به دلتنگی کربلای چهار /
به یاران بی مدفن و بی مزار /
به فتح المبین و به فتح الفتوح/ به توفان، به کشتی، به دریا به نوح ”
به آنان :
که رسم شهادت بجاست . مرا بر ولی خدا التجاست)
یادشان جاوید و راهشان پرفروغ باد
امام جمعه و استاندار کرمانشاه با نمایندگان مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری دیدار و گفتگو کردند








دیدگاهتان را بنویسید